سینی - شیخی ها - اولاد شیخ
شیخی ها– اولاد شیخ بادآورد
گویند امام رضا درجریان سفر خود ازمدینه به مشهد ازسرزمین بختیاریها عبور کرد.
شخصی به نام شیخ محمدرضا وقتی شنید امام رضا از منطقه او میگذرد برای استقبال ازامام رضا به طرف موکب امام میرود ودرپشت یک درخت (کل خنگ)پنهان میشود.وقتی امام رضا به نزدیکی او رسید ناگهان ازپشت درخت خود را ظاهر کرده و به طرف امام رفت وسلام وابراز ارادت کرد. امام بعد ازجواب سلام به او گفت یاشیخ تورا باد اورد .ازآن پس آن شیخ به باد آورد معروف شد وکلمه بادآورد به مرور زمان به بابادی معروف شد .
امروزه فامیل های شیخی ازاولاد آن شیخ هستند وبه شیخی معروف هستند واز طرفی چون آن شیخ به بادآورد معروف شد طایفه شیخی بابادی ازنسل آن شیخ هستند که باامام رضا مراودت داشت.
به هر حال شیخ بادآورد امام رضا را به مهمانی خود دعوت میکند وامام هم پذیرفت. شیخ یک جفت گاو نر داشت برای پذیرایی از امام وهمراهانش آن دوگاو را ذبح میکند وچند من گندم هم آورده به خادمان خود سپرده تا آنها را خرد کرده وبرای امام وهمراهانش حلیم درست کنند.یکی از همراهان امام پیش حضرت رفته وگفت شیخ گاوهای خودرا که باآن زمین شخم میکرد وکارهای زراعتی خودرا انجام میداد برای پذیرایی کشته است .حضرت ازصداقت وصافی ضمیر شیخ بسیار خوشش آمد.
شیخ را احضار کرد و به او گفت یا شیخ چرا گاوهای زراعی خودرا کشتی . شیخ تعارفات لازم را بجا آورد وارادت خودرا ابراز داشت امام فرمود: فردا استخوان ها وچرم گاوهارا به صورت صحیح وبدون کاستی حاضر کنید ویک کشکول (کاسه)به شیخ هدیه کرد وگفت بااین کشکول غذا را تقسیم کن واگر غذایی باقی ماند به سگ ها بخورانند .
فردای آن روز شیخ چرم واستخوان های گاو را به نزد امام برد وامام با عصای خود به استخوان ها وپوست ها اشاره ای کرد وگاوها در صحت وسلامت کامل به پا خواستند . پس امام به طرف شیخ بادآورد دعایی خواند وبر او دمید وگفت : شما باید ازاین به بعد گوشت گاو نخورید و به اولاد خویش هم سفارش کنید که نخورند تا آب دهن شما برای رفع بیماری های گاوی شفا بخش باشد .به همین خاطر عده ای ازشیخی ها گوشت گاو نمیخورند.ولی تصور بعضی از آن ها این است که امام گوشت گاو را برآنها حرام کرده درصورتی که چنین نبوده است .[1]
۱- عکاشه ، اسکندر خان ،(ضیغم الدوله) ، تاریخ ایل بختیاری ، چاپ اول ،1365 ، صص 15-14 .
آن چنان که اسکندرخان ضیغم الدوله درکتاب ایل بختیاری نوشته اصل ونسب طایفه بابادی به یکی از اصحاب پیامبر به نام عُکاشه میرسد یعنی ریشۀ آنها ازاعراب می باشد .اما بختیاری ها خودرا ازنژاد آریا و کوروش کبیر می دانند و بنابراین به عقیده این جانب درزمان های گذشته به خصوص زمانی که اعراب در ایران قدرت داشته وحکومت می کردند . وایرانی ها را پست شمرده وموالی خود حساب می کردند، از آنها جزیه و پول بی حساب گرفته و یا به راحتی آنها را به قتل می رساندند، بخاطر حکومت وتسلط اعراب برایران بسیاری از ایرانی ها برای فرار از کشتار ، ظلم و تعدی وغارت اعراب وحشی خودرا از نسل اعراب معرفی می کردند . تا شاید از دست بعضی اعراب خونخوار وغارتگر که فقط برای جمع کردن مال و زر وزیور به ایران قدم می گذاشتند ، خود وخانواده وحتی طایفه را نجات دهند . به نظر این جانب بسیاری از سادات که در منطقۀ بختیاری زندگی میکنند اصالتاً سید نیستند و برای فرار از کشتار وغارت اعراب ویا برای این که از گزند حکومتهای مسلمان در امان باشند خود را از نسل فلان سید معرفی می کردند. یا یک سید در یک روستا به قتل می رسید یا مدفون می شد تمام اهالی روستا ، فامیل خود را به آن سید نسبت می دادند. در صورتی که اصالتشان از عرب نبود. اگر سید هستند از نسل اعراب وسامی هستند ، بنابر این نمی توانند ادعا کنند که آریایی و از نسل هخامنشیان وکورش کبیر هستند .
نویسنده : حسین خلیل طهماسبی - منبع ، تاریخ ایل بختیاری ، تألیف اسکندر خان عکاشه